العلامة المجلسي

925

حياة القلوب ( فارسي )

است ، وممكن است حضرت موسى عليه السّلام خبر داده باشد كه اين حكم تا زمان داود خواهد بود وبعد از آن حكم ديگر خواهد بود ، يا آنكه نسخ كلّى مخصوص زمان پيغمبران أولو العزم است ، واستبعادى ندارد كه بعضي از احكام جزئيه در زمان پيغمبر مرسل ديگر منسوخ تواند شد . بدان كه اين بعضي از وجوهى است كه در اين قصه گفته‌اند ، ووجه آخر كه موافق حديث است بهترين وجوه است ، وساير وجوه را در كتاب « بحار الأنوار » بيان كرده‌ام « 1 » ، ومجملا بايد دانست كه از پيغمبران گناه صادر نمىشود وليكن چون نهايت مرتبهء كمال انساني اقرار به عجز وناتوانى وتذلّل وشكستگى وانكسار است واين معنى بدون صدور في الجملة مخالفتي حاصل نمىشود ، لهذا حق تعالى گاهى أنبيا ودوستان خود را به خود مىگذارد كه مكروهى يا ترك اولائى از ايشان صادر گردد تا به عين اليقين بدانند كه امتياز ايشان از ساير خلق به عصمت به تأييد ربّانى است ودرجات كمال ايشان به سبب هدايت سبحانى است ، وبه سبب صدور اين معنى در مقام توبه وانابه وتذلّل وتضرع وانكسار درآيند ، واين معنى موجب مزيد محبت وقرب وكمالات وعلوّ درجات ايشان گردد ، ومرتبهء ايشان به اضعاف مضاعفه زيادة از پيش از صدور اين معنى از ايشان گردد . ولهذا حق تعالى به شيطان خطاب فرمود : « بدرستى كه بندگان مرا تو بر ايشان سلطنتى ندارى مگر آنها كه متابعت تو مىنمايند از گمراهان » « 2 » ، زيرا كه اگر گاهى شيطان ايشان را اندك لغزشى بفرمايد ، بزودى الطاف سبحانى شامل حال ايشان گرديده وبه رغم انف شيطان درجات ايشان رفيع‌تر ومراتب قرب ومحبت ايشان افزونتر مىشود . چنانچه در قصهء آدم عليه السّلام مىفرمايد كه : « آدم نافرمانى كرد وگمراه شد ، پس خدا أو را برگزيد وتوبهء أو را قبول كرد وبه درجات معرفت وقرب خويش هدايت نمود » « 3 » ، در اين قصه بعد از صدور آن امر از داود مىفرمايد كه : « أو را آمرزيديم وأو را نزد ما قرب و

--> ( 1 ) . بحار الأنوار 14 / 30 . ( 2 ) . سورهء حجر : 42 . ( 3 ) . سورهء طه : 121 و 122 .